مَثَل علی در میان شما (در میان این امت) مانند کعبه پوشیده است
1ـ ابوذر از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کرده که حضرت فرمود:
«مَثَلُ عَلِیٍّ فِیکُم ـ فِی هذِهِ الأُمَّةِ ـ کَمَثَلِ الْکَعْبَةِ الْمَسْتُورَةِ، النَّظَرُ اِلَیها عِبادَةٌ وَالْحَجُّ اِلَیها فَرِیضَةٌ»(7)
«مَثَل علی در میان شما (در میان این امت) مانند کعبه پوشیده است، که نگاه به آن عبادت و حج آن فریضه و تکلیف است.»
در این بیان نورانی، به دو ویژگی از ویژگی های کعبه اشاره شده؛ یکی نگاه به خانه خدا که عبادت است و دیگری
آهنگ آن را نمودن و در حریم کعبه اعمال و مناسک حج را بجا آوردن که یک تکلیف و فریضه الهی است. امام علی
علیه السلام مانند کعبه است و نگاه به او عبادت و موجب قرب به پروردگار است و در میان امت اسلامی از
جایگاهی برخوردار است که آهنگ او نمودن و بر حول محور او حرکت کردن، فریضه ای الهی است.
اگر حج تمرین یک زندگی توحیدی است و این زندگی بر مدار و محور خانه خدا انجام می گیرد، تشبیه علی عليه
السلام به خانه خدا از این زاویه بسیار حائز اهمیت است. او نیز در زمان خویش محور و مدار این زندگی توحیدی
است.
اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین جایگاهی را برای آن حضرت ترسیم می کند، برای جلوگیری از انحراف
است. برای آنکه امت اسلام بداند پس از رسول خدا ـ که در رهبری اش بین مسلمانان هیچ اختلافی وجود ندارد و
اختلافات همگی به مسأله جانشینی آن حضرت مربوط می شود و کیفیت ابلاغ جانشینی پیامبر نیز گواه بر این
مطلب می باشد ـ برگرد کدام محور حرکت کند، پیامبر چنین تعبیرِ بلندی را درباره آن حضرت بیان می کند. معمولاً
در هر تشبیهی میان مثال و مثل از جهات مختلف تشابه و سنخیت وجود دارد. پیامبر از میان همه تشابهات بین
علی علیه السلام و کعبه بر دو ویژگی تأکید می کند که بسیار قابل تأمل است.
2 ـ امام کاظم علیه السلام از پدر بزرگوارش نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگام وصیت خطاب
به علی علیه السلام فرمود:
«فَاِنَّما مَثَلُکَ فِی الأُمَّةِ مَثَلُ الکَعْبَةِ نَصَبَهااللّه ُ عَلَما وَاِنَّما تُؤْتِی مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیق وَنَأی سَحِیقٍ وَلا تَأتی وَاِنَّما اَنْتَ
عَلَمُ الْهُدی وَنُورُالدِّینِ وَهُوَ نُورُاللّه ِ...»(8)
«فقط مَثَل تو در میان امت، مَثل کعبه است که خداوند به عنوان عَلَم و پرچم، آن را نصب کرد و معین نمود و از هر
درّه عمیق و ناحیه دور دستی به سوی او می شتابند و او به سوی آنها نمی رود؛ و تو (ای علی !) پرچم هدایتی
و نور و روشنایی دینی و آن نور خدا است...»
در این بیان نبوی، کعبه پرچمی خوانده شده که خداوند آن را به اهتزاز درآورده تا مردم از هر منطقه و ناحیه ای
خود را تحت این پرچم قرار دهند و به دنبال آن حرکت کنند. اینکه خانه کعبه قبله واحد مسلمانان است و اینکه
همگان برای انجام اعمال و مناسک حج به سمت این خانه حرکت می کنند، نشانگر آن است که همه مسلمانان
تحت یک پرچم قرار دارند. علی علیه السلام در امّت اسلامی چنین موقعیتی را دارد. او پرچم هدایت همگان
است. نور و روشنایی دین است. تشبیه در کلام پیامبر ایجاب می کند که امت اسلامی تحت پرچم او قرار گیرند و
عَلَم دیگری را در مقابل عَلَم او عَلَم نکنند، ولی افسوس که از خدمت تحت این پرچمِ هدایت سرباز زدند و پرچم
های رنگارنگ ضلالت و گمراهی برافراشتند و امتی را متفرّق ساخته و هر گروهی را تحت پرچمی مشغول کردند.
اگر همه مسلمانان، همچنانکه بر محور یک قبله به نماز می ایستند و طواف می کنند، زیر یک پرچم اجتماع می
کردند، تاریخ آنان به گونه ای دیگر رقم می خورد و امروز نیز وضعیت دیگری داشتند، ولی افسوس و صد افسوس... !
3 ـ ابن عباس که به نمایندگی از امیرمؤمنان با خوارج به گفتگو نشست، سخنان آنان را به حضرت منتقل نمود،
یکی از اعتراضات خوارج این بود که او با اینکه وصی رسول خدا بود، اما وصایت را ضایع و تباه کرد، حضرت در پاسخ
می فرماید:
«شما مرا تکفیر کردید و بر من شوریدید و زمام امور را از دست من خارج کردید و اوصیای الهی وظیفه ندارند که
مردم را به سوی خود فرا بخوانند، فقط پیامبران مبعوث شده اند که مردم را به سوی خود فرا بخوانند، اما وصیّ
کسی است که مردم به سراغ او می روند و او نیازی ندارد که آنان را به سوی خود دعوت کند.»
سپس به آیه وجوب حج استناد جسته، می افزاید:
«اگر مردم حج را ترک کنند، خانه خدا بخاطر ترک آن از جانب مردم کافر نمی شود، ولی آنان به خاطر ترک خانه
خدا کافر می شوند؛ زیرا خداوند خانه اش را عَلَم و پرچم بر آنان قرار داده، مرا نیز علم و پرچم قرار داد؛ زیرا رسول
خدا صلی الله علیه و آله فرمود: یا عَلِیُّ اَنْتَ بِمَنْزِلَة الْکَعْبَةِ تُؤْتی وَلا تَأْتی»(9)
4 ـ شبیه به این بیان با نکات بیشتر در روایتی دیگر نقل شده که پیامبرگرامی صلی الله علیه و آله خطاب به علی
علیه السلام فرمود:
«یا عَلِیُّ، اَنْتَ بِمَنْزِلَةِ الْکَعْبَةِ تُؤْتی وَلاتَأْتی فَاِنْ اَتاکَ هؤُلاءِ الْقَومِ فَسَلَّمُوا لَکَ فَاقْبَلْهُ مِنْهُمْ، وَاِنْ لَمْ یَأْتُوکَ فَلا تَأْتِهِم».(10)
حضرت در این سخن وجه تشبیه امام علی علیه السلام را به کعبه تشریح می کند. حاکم جامعه باید از چنان
جایگاهی برخوردار باشد که مردم با عشق و علاقه، او را بپذیرند و به ولایتش گردن نهند و اطاعتش را بر خود
فرض بشمارند.
بدیهی است اگر مردم به سراغ حاکم بر حق و منصوب از جانب خدا نرفتند و ولایت او را در جامعه تحقق
نبخشیدند، معصیت کرده و ضرر و زیان آن نیز متوجه ایشان است؛ زیرا حکومت برای امام معصوم یا عادل مقام و
فضیلتی محسوب نمی شود؛ چرا که در این صورت قابل غصب نیست.
5 ـ روایت دیگری که با روایات قبلی تفاوت هایی دارد، از امام سجاد علیه السلام نقل شده که حضرت فرمود:
«فَاِنَّ عَلِیّا کَالْکَعْبَةِ الَّتی اَمَرَاللّه ُ، بِاسْتِقْبالِها لِلصّلوة جَعَلَهااللّه ُ لِیُؤْتَمَّ بِهِ فی اُمُور الدِّین وَالدُّنیا کَما لایَنْقُصُ الْکَعْبَةُ وَل
ا یَقدح فی شَیْءٍ مِنْ شَرَفِها وَفَضْلِها اِنْ وَلیّ عَنْهَا الْکافِرُونَ، فَکَذلکَ لایَقْدَحُ فی عَلیّ إنْ اَخّرَهُ عَنْ حَقِّهِ الْمُقَصِّرُونَ
وَدافَعَهُ عَنْ واجِبِهِ الظّالِمُونْ»(11)
علی مانند کعبه است که خداوند دستور داده برای نماز رو به سوی آن بایستند، آن را قرار داد تا در امور دین و دنی
ا از آن تبعیت کنند، همچنانکه کعبه دچار کمبود و نقصان نمی شود و چیزی از شرف و فضیلت آن کاسته نمی
شود، اگر کافران از آن رو برگردانند؛ علی علیه السلام هم ضرری نمی بیند اگر افراد مقصر ادای حق او را به تأخیر اندازند و ستمکاران او را از انجام تکلیفش باز دارند.»
از این روایت نیز بر می آید که روگردانی مردم از امام علی علیه السلام که جایگاهی بسان کعبه در فرهنگ
اسلامی دارد، به ضرر و زیان مردم است و آن حضرت ضرری از این ناحیه نمی بیند. چنانکه استفاده می شود
افرادی در اینکه آن حضرت با تأخیر به حق خویش ـ خلافت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله ـ نائل شود، مقصر
بودند و ستمگرانی آن حضرت را از انجام تکلیفش در برابر مردم، که همان اداره جامعه و برقراری عدالت اجتماعی بود، باز داشتند و البته زیان واقعی نیز متوجه آنان و مردم شد.
نتیجه آنکه از روایات پنجگانه فوق، چند نکته استفاده می شود:
نکته اول: جامعه برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت نیاز به راهنما دارد، همانطور که خانه خدا قبله گاه امّت
اسلامی است، امام علی علیه السلام نیز پرچم هدایت امت است. (روایت 1 و 2)
نکته دوم: مردم وظیفه دارند برگرد وجود امام علی علیه السلام به عنوان پرچم هدایت اجتماع کنند و با اطاعت از
او، سعادت خود را تأمین نمایند، چنانکه موظفند آهنگ خانه خدا نموده، حج بجا آورند (روایت 1 و 2)
نکته سوم: اگر مردم وظیفه و تکلیف خود را نسبت به امام علی علیه السلام ترک کرده، به علل مختلف اطراف او
را خالی کنند و تحت پرچم های دیگر در آیند، نه تنها ضرر و زیانی متوجه آن حضرت نخواهد شد، بلکه مردم خود
متضرّر خواهند گشت. (روایت 5)
نکته چهارم: «امام» نیز مانند «کعبه» منسوب به خداست. اگر کعبه عَلَمی است که خداوند برافراشته، امام علی
علیه السلام نیز پرچم هدایتی است که خداوند نصب نموده است. امامت در فرهنگ اسلامی با همه شؤونش که
یکی از آنها ولایت و حکومت بر مردم است، امری الهی است. تنزّل آن از این جایگاهِ رفیع، در حد حکومتی صرفا
دنیوی و امری بشری، ظلمی در حق امامت و مردم است. گرچه الهی بودن منصب امامت و رهبری در فرهنگ
اسلامی به قدری روشن و آشکار است که نیازی به استناد به تشبیهاتی از این قبیل در روایات نیست، اما به هر
حال، نکته جالب توجهی است که از روایات فوق استفاده می شود. (روایات 2 و 3)
نکته پنجم: در روایات پنجگانه فوق، امام علی علیه السلام به خانه کعبه تشبیه شده و از چنین جایگاهی برخوردار
گشته و وجوه شباهتی هم برای آنها بیان شده است؛ به طوری که علی علیه السلام به عنوان «امام» دارای
چنین مقام و موقعیتی است. چون پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله عمرش محدود بوده، باید جانشینانی داشته
باشد که در میان امّت اسلامی بسان کعبه باشند. پس علی بن ابی طالب علیه السلام به عنوان «شخص
حقیقی» از چنین مقام و موقعیتی برخوردار نیست، بلکه به عنوان «شخصیت حقوقی» چنین مقامی دارد، گرچه
تردیدی وجود ندارد که منشأ قرار گرفتن آن حضرت در این مقام و موقعیت، شخصیت والای حقیقی اوست. فضائل و
کمالات علمی و معنوی و شخصیتی او موجب شده که در چنین جایگاه رفیعی قرار گیرد و مدال «محوریت برای
امّت اسلامی» را از حق تعالی دریافت کند.
نتیجه این برداشت از روایات، آن است که تنها امام علی علیه السلام بسان کعبه نیست، بلکه فرزندان معصوم آن
حضرت نیز که در عصر خویش امامت و رهبری جامعه را برعهده دارند، دارای چنین موقعیتی هستند.
این برداشت با دو روایت دیگر که «امام» را به کعبه تشبیه کرده و ویژگی «تؤتی ولاتألی» را به «امام» نسبت داده، تأیید می شود.
محمودبن لبید می گوید: دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از رحلت آن حضرت کنار قبور شهدا مانند حمزه
می آمد و می گریست. روزی که کنار قبر حمزه رفته بودم، آن حضرت را در حال گریه مشاهده کردم. صبر نمودم تا
آرام شود، سپس جلو رفته و سلام کردم و گفتم: ای مولای من! چه عاملی موجب شد که علی علیه السلام از
حق خود در رهبری جامعه صرف نظر کرد و فرو نشست؟ فرمود: ای ابا عمر! رسول خدا صلی الله علیه و آله
فرمود:
مَثَلُ الإمامِ مَثَلُ الْکَعْبَة اِذْ یُؤتی وَلایَأْتی»(12)
البته ممکن است گفته شود مراد حضرت از «الامام» کسی جز علی علیه السلام نیست و به قول او «ال» در
کلمه «الامام» عهد ذکری است، به علاوه که در بعضی از نقل ها به جای کلمه امام، کلمه «علی» آمده است.
بنابراین ویژگی یاد شده که «او نباید به سراغ مردم رود و مردم وظیفه دارند که به سراغ او بیایند» از اختصاصات
امام علی علیه السلام در آن مقطع تاریخی است.
روایت دوم را جابر از امام باقر علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمود:
یا جابِر مَثَلُ الإِمامِ مَثَلُ الْکَعْبَةِ اِذْ یُؤتی وَلایَأْتی»(13)
در این روایت هر چند به سیره امام علی علیه السلام نیز استناد شده، اما امام باقر علیه السلام در پاسخ
مسائل که چرا شما برای گرفتن حق خود اقدام نمی کنید، این جمله را فرمود، پس این ویژگی اختصاص به
امیرالمؤمنین علیه السلام نداشته و امامان دیگر نیز دارای این ویژگی بوده اند.
نکته ششم: ظاهر بعضی از روایات (روایت 3 و 4) آن است که امام وظیفه نداشت به سراغ مردم رود، بلکه اگر
مردم به سراغ حضرت آمدند، آنگاه وظیفه تصدی حکومت و اداره جامعه بر عهده امام قرار می گیرد. چنانکه بعضی
از نویسندگان با استناد به این جملات نتیجه گرفته اند که هر چند ولایت بر امت و حکومت بر جامعه حق الهی
امام بود، اما در صورت عدم اقبال مردم، امام نه تنها وظیفه ای نسبت به اداره جامعه و تصدی حکومت نداشت،
بلکه مجاز به تصدّی امر حکومت نبود.
اظهار نظر درباره این موضوع که «آیا امام و رهبر جامعه در صورتی که اکثریت مردم به او اقبالی نشان ندهند، مجاز
به حکومت هست یا نه؟» فعلاً از موضوع این مقاله خارج است. اما اجمالاً اینکه شواهد متعددی وجود دارد که
چون امام در فرهنگ اسلامی از سوی خدا به این مسؤولیت نصب می شود، وظیفه دارد تصدی حکومت و اداره
جامعه را در صورت امکان بر عهده گیرد. چنانکه روایت پنجم بر این معنا دلالت دارد. طبق این روایت امام وظیفه
تصدی امور جامعه را بر عهده داشت، اما ستمگران مانع انجام وظیفه حضرت شدند و به عبارت دیگر «ولایت و
حکومت» حق و تکلیف امام بود، اما قدرت طلبان با آگاهی و تقصیر، حقّ او را به تأخیر افکندند و ستمگران او را از
انجام وظیفه باز داشتند. از مسلمات تاریخ آن مقطع است که حضرت برای گرفتن حق خود تلاش فراوانی نمود، اما توفیق نیافت.
پس از قرار گرفتن در مسند خلافت نیز مخالفت های فراوانی صورت گرفت، اما امام هیچگاه حاضر به ترک
مسؤولیت الهی خویش نشد. به هر صورت این موضوع از مباحثی است که اظهار نظر صریح و روشن درباره آن،
نیازمند بررسی همه دلائل و شواهد مرتبط با آن است و فعلاً از موضوع این مقاله خارج است.
هدف و مقصود ما در این مقاله، بیان جایگاهِ «امام» در فرهنگ اسلامی است که بر اساس این روایات امام در
امت اسلامی از جایگاه کعبه برخوردار است. میلاد امام علی علیه السلام به عنوان اوّلین امام در کعبه،(14)
معرفی فرزندان آن حضرت به عنوان وارثان کعبه «نَحْنُ اُولُوااْلأرْحامِ الَّذِینَ اَوْرَثْنا الْکَعْبَةَ»،(15) پاک کردن کعبه از لوث
وجود بت ها(16)، اعلان برائت در سرزمین وحی به وسیله علی علیه السلام (17) به عنوان شخصی از خاندان
پیغمبر و اوّلین امام ظهور امام عصر (عج) در این سرزمین و از کنار کعبه همگی حاکی از پیوند عمیق میان امام و
کعبه است و نمی تواند اموری تصادفی و بدون ارتباط با یکدیگر باشد. امام نیز مانند کعبه ملجأ و پناهگاه مردم و
مدار و محور زندگی توحیدی است. چه زیبا سروده میرداماد رحمه الله : کَالدُّرِّ وُلِدْتَ یایَمام الشَّرفِ وَالْکَعْبَةِ اتَّخذتَها
کَالصَّدَفِ
فَاسْتَقْبَلَتِ الْوُجُوهُ شَطرَ الْکَعْبَةِ وَالْکَعْبَةُ وَجهُها تَجاهُ النَّجَفِ
****************************************************************************
7. بحارالأنوار، ج38، ص199
8 . همان، ج23، ص483
9 . ابومنصور طبرسی، الاحتجاج، تحقیق شیخ ابراهیم بهادری و شیخ محمدهادی به، ج1، ص 446 ـ 442
10 . بحارالأنوار، ج40، ص78، مجلسی این روایت را از ابن شیرویه دیلمی در فردوس الأخبار نقل کرده که ابن
عباس راوی حدیث است. در موسوعة الامام علی نیز شبیه آن از منابع اهل سنت مثل اسدالغابه ج4، ص106 نقل شده است.
11 . بحارالأنوار، ج36، ص111
12 . همان، ص358
13 . همان.
14 . همان، ج35، ص7
15 . همان، ج32، ص97
16 . همان، ج38، ص84 و ج39، ص65
17 . همان، ج51، ص59